شمارهٔ ۲۵۷
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کردهمچو صبح صادقم در این سیاحت پیر کرد
زلف خوبان بسکه در این گوشه واگردیده استجذبه را در خلوت ما عشق در زنجیر کرد
خواب دیدم زلف معشوقی به دست آورده امهر که را گفتم پریشانی مرا تعبیر کرد
چون صبا با ناتوانی عقده ها واکرده ایمشیرچشمان را نگاه عجز ما نخجیر کرد
در خم زلفش ز بس دل بر سر دل کرده جادلبری از دلبری آن شوخ را دلگیر کرد
تا کمان ابروش دیدیم و مژگان سیاهروبهرو ما را قضا با ناوک تقدیر کرد
می نماید صورت و معنی سعیدا هر چه هستتا به دل کلک خیالم نقش او تصویر کرد