گنج

شمارهٔ ۲۵۵

قافیه: نخواهیمکرد۶ بیت
نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کردراه ناهموار هستی را به ما هموار کرد
خواب غفلت در شب هستی ز هوشم برده بودیاد او کردم تپیدن های دل بیدار کرد
زرد روتر می شود از مهر در چشم کسانگرمی عشق تو را هر کس به غیر اظهار کرد
در ریاض دهر هر کس را که از باد طمعغنچهٔ امید تا گل کرد او را خوار کرد
لذت طعم شراب بیخودی را چون بردهر که راه و رسم اهل ذوق را انکار کرد
شکر لله شد خلاص از حلقهٔ اهل ریاتا سعیدا رشتهٔ تسبیح را زنار کرد