گنج

شمارهٔ ۲۵۴

قافیه: یرکرد۷ بیت
رفت از حریم دیده و دل را کباب کرداین کعبه را به سنگ جدایی خراب کرد
نگذاشت تا نمود کند رنگ عیش مااز بسکه نوبهار جوانی شتاب کرد
ما را مراد او ز میان سوزش است و بسبا ما اگرچه ناز و به دشمن عتاب کرد
غیر از دل شکستهٔ ما و خیال دوستکس دیده است بحر که جا در حباب کرد؟
با آن که می فروش فلاطون شعار مادر باده آب کرد جهان را خراب کرد
تا دید اعتبار ورق در شکستن استدوران صحیفهٔ دل ما انتخاب کرد
آیندهٔ حیات به چشمم گذشته استاز بسکه عمر رفته سعیدا شتاب کرد