شمارهٔ ۲۴۵
هر که دارد صنمی جور و جفایی دارددلبر ماست که مهری و وفایی دارد
در چمن تا به هوای تو روان کردم اشکسرو تشریفی و گل نشو و نمایی دارد
عاشقی را چه غم از جور و جفای ایامکه به هر حال شبی ماه لقایی دارد
در خرابات بکش باده بگو یا شافیکه از او هر الم و درد دوایی دارد
هیچ کافر نفتد همچو سعیدا در هجرکه عجب بادیه و طرفه هوایی دارد