گنج

شمارهٔ ۲۱۲

قافیه: اافتد۷ بیت
شیخ گر از سنت و فرضانه می‌یابد مرادپیر ما از شیشه و پیمانه می‌یابد مراد
هر کجا حسن گلوسوزی است با کام من استشمع چون روشن شود پروانه می‌یابد مراد
مفلسان از سایهٔ بال هما مستغنیندجغد ما از گوشهٔ ویرانه می‌یابد مراد
زاهدا میخانه چون خلوت سرایت خاص نیستدایم این جا محرم و بیگانه می‌یابد مراد
بت‌پرستان کام از بت یافتند ای دلبرانآخر از سنگ شما دیوانه می‌یابد مراد
رند از می، عاشق از وی، زاهد از تقوای خشکاز بتی هر کس در این بتخانه می‌یابد مراد
از می بی‌دانه کام خود سعیدا تازه کردغیر تا از سبحهٔ صددانه می‌یابد مراد