گنج

شمارهٔ ۲۱۱

قافیه: انهمییابدمراد۵ بیت
هر آن که روی تو را رنگ ارغوانی دادمرا ز عشق تو رخسار زعفرانی داد
نه رخ نمود، نه آراست قد، نه زلف گشودبه حسن خلق و وفا داد دلستانی داد
ز ضعف مانده ام از راه جستجوی وصالتبه خاک پای تو از دست ناتوانی داد
ز درس عشق تمنای علم محو نمودمسبق ز مصحف رویش مرا روانی داد
شنو ز شعر سعیدا نوای درد و الماگرچه داد مذاق سخن، فغانی داد