گنج

شمارهٔ ۱۰۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایماست۹ بیت
جولانگه معنی دل هشیار نعیم استفیض سحر از دیدهٔ بیدار نعیم است
بسته است بلاغت کمر و دست، فصاحتدر بندگی نطق گهربار نعیم است
جنت ز تجلای جمال است منورفیض نظر پاک ز دیدار نعیم است
بر روی زمین نقش حصیر است اگر فرشآن مسند زرباف و قلمکار نعیم است
امروز صفابخش دل و ورد [زبان ها]گر دست دهد صحبت اشعار نعیم است
چشمش چو فلک رنگ نمایی است عجایبخود می کش و خود ساغر سرشار نعیم است
اقرار به باطل بود و منکر حق استامروز هر آن کس که در انکار نعیم است
جولانگه معشوق و شهادتگه عشاقصحن چمن جنت و گلزار نعیم است
گر با تو سعیدا نکند لطف چه سازدخلق و کرم و مهر و وفا کار نعیم است