گنج

شمارهٔ ۳۰۰

دل سودایی من یار را اغیار می داندسر زانوی وحدت را سر بازار می داند
ز روشن گوهران عیب نمایان است غمازیوگرنه سینه ام آیینه را ستار می داند
کند شاخ بلند از کودکان گل را سپرداریسر سودایی منصور قدر دار می داند