گنج

شمارهٔ ۲۹۹

گرانخوابی که آه سرد را مهتاب می داندنسیم صبح محشر را فسون خواب می داند
گهی با درد می غلطم، گهی با داغ می جوشمبه غیر از من که قدر صحبت احباب می داند؟
عیار زهد بی کیفیت تسبیح داران رانگاه عارف از خمیازه محراب می داند