گنج

شمارهٔ ۲۳۸

خوش آن آزاده کز منت به خاطر بار نگذارداگر از پا درآید پشت بر دیوار نگذارد
ز هم بالینی دل خواب در چشمم نمی گرددالهی هیچ کس سر بر سر بیمار نگذارد
ز جوش مغز، مو بر فرقم آتش زیر پا داردهمان بهتر که ناصح بر سرم دستار نگذارد