غزل شمارهٔ ۶۹۵۳
خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داریفریاد ازان چشم سیاهی که تو داری
در حمله اول ز جهان گرد برآرداز خال و خط و زلف، سپاهی که تو داری
هر چند گلی نیست به خوش چشمی نرگسدر خواب ندیده است نگاهی که تو داری
گر در دهن تیغ درآیی ظفر از توستاز دست دعا پشت و پناهی که تو داری
مهر تو محال است جهانگیر نگردداز سبزه خط مهر گیاهی که تو داری
آهو نتواند ز سر تیر تو جستندل چون جهد از تیر نگاهی که تو داری؟
برقی است که ابرش ز سیه خانه لیلی استدر زلف سیه روی چو ماهی که تو داری
با خودشکنی، داعیه سرکشی و نازمی بارد ازان طرف کلاهی که تو داری
صائب کمی از گلشن فردوس ندارددر عالم معنی سر راهی که تو داری