غزل شمارهٔ ۶۹۴۰
لنگر درین خراب برای چه می کنی؟در راه سیل خواب برای چه می کنی؟
تعمیر خانه ای که بود در گذار سیلای خانمان خراب برای چه می کنی؟
موی سفید، گرده صبح قیامت استدر وقت صبح خواب برای چه می کنی؟
اندیشه است لنگر عمر سبک عناندر گفتگو شتاب برای چه می کنی؟
جرم تو از حساب برون است و از شماراندیشه از حساب برای چه می کنی؟
نقش است هر چه هست درین خانه غیر حقاز مردمان حجاب برای چه می کنی؟
از تیر کج کمان نبرد کجروی برونبا آسمان عتاب برای چه می کنی؟
بحری که می کنی طلبش در کنار توستای موج، اضطراب برای چه می کنی؟
ای گوهر گرامی این بحر، چون حبابسر در سر شراب برای چه می کنی؟
کوثر به خاکبوس نهال تو تشنه استدلهای خلق آب برای چه می کنی؟
دل نیست گوهری که درآرد به رشته سرسامان پیچ و تاب برای چه می کنی؟
صائب جهان پوچ بود قلزم سرابلنگر درین سراب برای چه می کنی؟