گنج

غزل شمارهٔ ۶۸۵۴

غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟به سرمه چشمی و چشمی به توتیا داری
ز برق و باد گرو می برد به گرمرویز عذر لنگ، سمندی که زیر پا داری
شراب ما سر منصور را به چرخ آردتو زود مست کجا ظرف جام ما داری؟
گره ز غنچه تصویر باز کرد نسیمتو از حجاب همان بند بر قبا داری
دلم به حال تو ای سینه سخت می سوزدکه خانه پهلوی آتش ز بوریا داری
رسد چو حادثه ای با فلک درآویزیهمیشه طعنه طوفان به ناخدا داری
غم گرفتگی دل چه می خوری صائب؟ز خامه شکرافشان گرهگشا داری