غزل شمارهٔ ۶۸۵۲
اگر سرای جهان در خور سزا بودیز خوان رزق شکر روزی هما بودی
اگر به زور تردد شدی فراوان رزقتمام حاصل عالم ز آسیا بودی
اگر حیات مقدر به زر فزون گشتیکجا دو هفته گل سرخ را بقا بودی؟
اگر نه کام جهان در کنار ناکامی استکلید گنج نه در کام اژدها بودی
اگر نه مصلحت خلق در غم و شادی استهمیشه بام عناصر به یک هوا بودی
اگر به پای طلب روزی آمدی در دستکلید گنج سعادت هزار پا بودی!
به قدر حاجت اگر اعتبار می افزودنمک چو جان گرامی گرانبها بودی
به جان یکدگر این ناکسان چه می کردنداگر نه روزی هر کس جدا جدا بودی
اگر به جاه رسیدی کسی به استحقاقمقام اهل سخن عرش کبریا بودی
به قدر همت اگر هر کسی گرفتی اوجمقام صائب بر ذروه سما بودی