غزل شمارهٔ ۶۸۵۱
هزار عقد محبت به این و آن بندیهمین به کشتن من تیغ بر میان بندی
ترا که هر مژه تیغ کجی است زهرآلودچه لازم است که شمشیر بر میان بندی؟
ز تلخ گویی من عیش عالمی تلخ استبه بوسه ای چه شود گر مرا دهان بندی؟
درین دو هفته که گل می توان ز روی تو چیددر وصال چه بر روی دوستان بندی؟
به جرم خیرگی بوالهوس مسوز مراگناه گرگ چرا بر سگ شبان بندی؟
چو نیست رنگ وفا بر عذار گل صائبدرین ریاض چه افتاده آشیان بندی؟