گنج

غزل شمارهٔ ۶۷۳۹

چمن را داغ دارد رویت از گلهای پی در پیز ریحان های جان پرور، ز سنبلهای پی در پی
زهی اقبال روزافزون، زهی امید گوناگوناگر دارد تلافی این تغافل های پی در پی
در آغاز خط از نظاره رویش مشو غافلکه این گل می شود پنهان ز سنبلهای پی در پی
ز خاک نرم گردد نخل را نشو و نما افزوننماید حسن را سرکش تحملهای پی در پی
چه بال و پر گشاید عندلیب ما در آن گلشنکه گردد دست گلچین غنچه از گلهای پی در پی
توکل کن که شد از سنگ طفلان روزی مجنونمسلسل همچو زنجیر از توکلهای پی در پی
مرا از چرب نرمی های خط یار روشن شدکه دارد زخم خاری در قفا گلهای پی در پی
مرا دارد دو دل پیوسته در خوف و رجا صائبنوازش های گوناگون، تغافل های پی در پی