گنج

غزل شمارهٔ ۶۷۰۵

کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟از رسیدن نیست مانع راه را خوابیدگی
از دل بیدار کوته می شود راه درازدور می سازد ره کوتاه را خوابیدگی
در حجاب ابر غافل نیست از ذرات، مهرپرده بینش نگردد شاه را خوابیدگی
جمع سازد در کمین صیاد خود را بیشترمی کند بیدارتر آن ماه را خوابیدگی
تیغ لنگردار را در قطع، دست دیگرستبال و پر گردد دل آگاه را خوابیدگی
در زمین گیران غفلت پند را تاثیر نیستاز جرس کمتر نگردد راه را خوابیدگی
فتنه را بیداری دولت بود خواب گرانخوش نباشد صاحبان جاه را خوابیدگی
خصم چون هموار شد از مکر او ایمن مشوفتنه باشد آب زیر کاه را خوابیدگی
چون تواند سبزه زیر سنگ قامت راست کرد؟سنگ ره شد صائب گمراه را خوابیدگی