غزل شمارهٔ ۶۶۵۹
ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟ای تماشاگاه عالم، در تماشای که ای؟
عالمی را روی دل در قبله ابروی توستتو چنین حیران ابروی دلارای که ای؟
شمع و گل چون بلبل و پروانه شیدای تواندای بهار زندگی آخر تو شیدای که ای؟
نعل در آتش ز سودای تو دارد آفتابای سمن سیما تو سرگردان سودای که ای؟
چون دل عاشق نداری یک نفس یک جا قرارسر به صحرا داده زلف چلیپای که ای؟
تلخی زهر از حلاوت های عالم می کشیچاشنی گیر لب لعل شکرخای که ای؟
چشم می پوشی ز گلگشت خیابان بهشتدر کمین جلوه سرو دلارای که ای؟
نشکنی از چشمه کوثر خمار خویش رااز خمارآلودگان جام صهبای که ای؟
نیست غمازی طریق عاشقان پرده پوشورنه صائب خوب می داند که رسوای که ای