گنج

غزل شمارهٔ ۶۶۵۳

می فشانم آستین بر افسر گوهرنگارتا سرم را زیر پای خوش خرام آورده ای
از عبادت بر قبول خلق اگر داری نظرروی در بتخانه از بیت الحرام آورده ای
می کشی دست نوازش هر نفس بر دوش زلفتا کدامین مرغ زیرک را به دام آورده ای
نیست از غیرت به هر کس عرض دادن بی حجابدختر رز را چو در عقد دوام آورده ای
دیده رغبت گر از دنیای دون پوشیده ایدر همین جا روی در دارالسلام آورده ای
آرزوی عمر جاویدان ترا صائب بجاستبی غم از ایام اگر صبحی به شام آورده ای
تا به روی کار خط مشکفام آورده اییکقلم روشن سوادان را به دام آورده ای