گنج

غزل شمارهٔ ۶۶۴۵

به جرم این که کله کج نهاده است شکوفهبه روی خاک مذلت فتاده است شکوفه
گره ز کیسه پر زر گشاده است شکوفهصلای جود به آفاق داده است شکوفه
غنیمت است بگیر از چمن برات نشاطیدرین دو هفته که دفتر گشاده است شکوفه
چگونه فرق کند کوچه را کسی ز خیابان؟که همچو برف به هر جا فتاده است شکوفه
هوا گرفته ز باغ وجود، فر جوانیشگفت نیست اگر پیرزاده است شکوفه
اگر نه صحن قیامت شده است عرصه گلشنبه دست باد چرا نامه داده است شکوفه
بساط عیش چرا روزگار پهن نسازد؟گره ز رشته گوهر گشاده است شکوفه
پیاله گیر که تا چشم باز می کنی از همکلاه خسروی از سر نهاده است شکوفه
همیشه می پرد از شوق همچو دیده صائبز جلوه که دل از دست داده است شکوفه؟