غزل شمارهٔ ۶۶۱۰
ز بس لب تو به ابرام می دهد بوسهبه کام تلخی دشنام می دهد بوسه
چو جام پشت لب یار تا ز خط شد سبزبه هر لبی چو لب جام می دهد بوسه
چگونه پای تو بوسم، که آفتاب ترابه ترس و لرز لب بام می دهد بوسه
به جای نقل دهد بوسه شب حریفان رابه من لبی که به پیغام می دهد بوسه
کباب طالع پروانه ام که شمع او رابه جای نامه و پیغام می دهد بوسه
هوس به آب رسانید لعل یار و هنوزحجاب عشق به پیغام می دهد بوسه؟
لبش به باده کشی نیست آنقدر مایلبه رغم من به لب جام می دهد بوسه
ز جبهه اش چو مه عید نور می باردلبی که بر رخ گلفام می دهد بوسه
به هر که می رسد امروز آن لب میگونچو جام باده به ابرام می دهد بوسه
ز دانه طایر وحشی کی آرمیده شود؟به دل رمیده چه آرام می دهد بوسه؟
لب مرا ز زمین بوس خویش منع مکنکه عمرهاست سرانجام می دهد بوسه
به طرح بوسه به اغیار می دهد صائببه من لبی که به پیغام می دهد بوسه