غزل شمارهٔ ۶۴۷۲
از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟پیش یکدیگر نظربازند سر تا پای تو
سروها چون سبزه خوابیده می آید به چشمدر گلستانی که گردد جلوه گر بالای تو
طوطیان را همچو مغز پسته گیرد در شکرچون تبسم ریز گردد لعل شکرخای تو
از گل خورشید گیرد آتش خجلت گلابچون برافروزد ز می رخساره حمرای تو
سرو را از طوق قمری حلقه ها در گوش کرددر چمن تا جلوه گر شد قامت رعنای تو