گنج

غزل شمارهٔ ۶۴۴۶

من که در فردوس افتادم به نقد از یاد اوبی نیازم از تمنای بهشت آباد او
از سر کون و مکان آزاد برخیزد چو سروبر سر هر کس که افتد سایه شمشاد او
رتبه بیداد او بالاترست از التفاتوای بر آن کس که دارد شکوه از بیداد او
آدم مسکین به یک خامی که در فردوس کردچاک شد چون دانه گندم دل اولاد او
می تواند داد صائب آسمان را خاکمالهر که را بر کوه باشد پشت از امداد او