گنج

غزل شمارهٔ ۶۴۳۸

ای خطت رهنمای سوختگانلب لعلت دوای سوختگان
خواب مخمل شود ز همواریخار در زیر پای سوختگان
می کند آب تلخ، کار گلابدر مقام رضای سوختگان
دل آیینه را دهد پردازچهره با صفای سوختگان
مژه آفتاب می سوزداز فروغ لقای سوختگان
کاه را می کند ز دانه جدارخ چون کهربای سوختگان
نقش امید می زند بر پای (کذا)موجه بوریای سوختگان
برنگردد ز آستان اثردست خالی، دعای سوختگان
خال رخساره قبول بودطاعت بی ریای سوختگان