غزل شمارهٔ ۶۱۶۳
سرو گلزار ارم یا قامت دلجوست این؟زلف مشکین یا کمند گردن آهوست این؟
اختر صبح سعادت، مرکز پرگار عشقتخم آه آتشین یا خال عنبربوست این؟
بال شاهین نظر، طغرای شاهنشاه حسنطاق آتشگاه عارض یا خم ابروست این؟
پرده دار آب حیوان، ابر گلزار بهشتتار و پود جامه کعبه است یا گیسوست این؟
موج آب زندگی یا جوهر تیغ قضاسرنوشت عاشقان یا پیچ و تاب موست این؟
ز آفتاب عارضش خط شعاعی سوخته استیا به دور ماه رویش زلف عنبربوست این؟
حسنش از خط می کند منشور زیبایی درستیا دعای چشم زخم آن بهشتی روست این؟
فتنه ها از یک گریبان سر برون آورده اندیا صف مژگان به گرد نرگس جادوست این؟
خضر می روید به جای سبزه از جولانگهشآب حیوان یا خرام قامت دلجوست این؟
چرب می سازد علم از خون آهوی حرمرحم در خاطر ندارد، غمزه جادوست این
اینقدر وحشی نمی باشد ز مردم آدمییا پریزاد قباپوش است، یا آهوست این
از نگاه دیده قربانیان رم می کندسخت وحشی طینت و بسیار نازک خوست این
سربرآورده است صائب زان گریبان آفتابیا غلط کرده است مشرق را قمر، یاروست این؟
نیست بزم شاه جای دم زدن جبریل راپیش شاه نکته دان صائب چه گفت و گوست این؟