گنج

غزل شمارهٔ ۶۰۳۱

لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدنصفحه رخساره ات را خط قلم خواهد زدن
می شود همچشم ابرو عاقبت پشت لبتسبزه خط خیمه بیرون از عدم خواهد زدن
سنبل کاکل ز گلزارت هوا خواهد گرفتپس خم از روی تو زلف خم بخم خواهد زدن
خال دزدت در ترازو می گذارد سنگ کمرونق دکان حسنت را به هم خواهد زدن
سبزه خط گلستانت را فرو خواهد گرفتزلف گلبانگ بلندی بر قدم خواهد زدن
کلک تقدیر از دوات نافه آهوی چینخط بیزاری به رخسارت رقم خواهد زدن
می نشیند قهرمان خط به تخت انتقامبر سر زلف کجت تیغ دو دم خواهد زدن
سنبل زلفت ترا خواهد شدن دل شاخ شاخخار بر رخسار گل نیش ستم خواهد زدن
از دل آینه آه سرد سر خواهد کشیدشام از صبح بناگوش تو دم خواهد زدن
لشکر کاکل ترا از سر پریشان می شودخط مشکین شانه بر زلف ستم خواهد زدن