غزل شمارهٔ ۶۰۰۶
پیش اهل دل ادب منظور باید داشتنبا کمال قرب خود را دور باید داشتن
سر نباید تافتن از گفتگوی حق به تیغپاس حرف خویش چون منصور باید داشتن
چشم شور از نعمت فردوس لذت می برددرد و داغ عشق را مستور باید داشتن
گریه کردن پیش بی دردان ندارد حاصلیتخم را پاس از زمین شور باید داشتن
تا به شیرینی سرآید روزگار زندگینفس را قانع به تلخ و شور باید داشتن
برنمی آید دل نازک به استیلای عشقشیشه را پاس از می پر زور باید داشتن
در چنین عهدی که از روشندلان آثار نیستدر بغل آیینه را مستور باید داشتن
از فروغ هر شراری سوختن دون همتی استشرمی از روی چراغ طور باید داشتن
چشم او در روزگار خط قیامت می کنددر بهاران مست را معذور باید داشتن
گر بود روی زمین در حلقه فرمان توچون سلیمان دست پیش مور باید داشتن
شمع اگر صائب صلای گرد سرگشتن دهدخاطر پروانه را منظور باید داشتن