غزل شمارهٔ ۵۹۳۰
یک عمر ز هر خار و خسی ناز کشیدیمتا بوی گلی از چمن راز کشیدیم
چون برگ گل افزود به رسوایی نکهتهر پرده که بر چهره این راز کشیدیم
بیطاقتی از خرمن ما دود بر آوردتا رخت به انجام ز آغاز کشیدیم
آسودگی کنج قفس کرد تلافییک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم
نشناخت کس از جوهریان جوهر ما راصائب گهر خود به صدف باز کشیدیم