غزل شمارهٔ ۵۸۸۹
در شهر اگر ملول نگردیم چون کنیم؟دامان دشت نیست که مشق جنون کنیم
ما کاسه سرنگون و فلک کاسه سرنگوندر خانمان خرابی هم سعی چون کنیم؟
چون رود نیل کوچه دهد چرخ آبگوناز آه سرد چون ید بیضا برون کنیم
ما مرد قطع کردن این راه نیستیمخاری به خون خویش مگر لاله گون کنیم
صائب جدال شیوه ما نیست در مصافما خصم را به چرب زبانی زبون کنیم