گنج

غزل شمارهٔ ۵۸۰۰

عمری چو گرد در قدم کاروان شدمتا همچو ناله با جرسی همزبان شدم
از عشق من ز چرخ گذشت آفتاب توسرو تو قد کشید چو من باغبان شدم
تا چند بانفاق کسی هم نمک شود؟دلسرد از آشنایی این دوستان شدم
پرواز، دانه خور نکند بلبل مراچون سبزه پا شکسته این بوستان شدم
صائب کسی به رتبه شعرم نمی رسددست سخن گرفتم و بر آسمان شدم