گنج

غزل شمارهٔ ۵۷۷۲

عنان گسسته تر از سیل در بیابانیمبه هر طرف که قضا می کشد شتابانیم
نمی شود که در آغوش ما نیایی تنگتو شبنم گل و ما آفتاب تابانیم
نظر به عالم بالاست ما ضعیفان رانهال بادیه و سبزه بیابانیم
به کوی عشق ز نقش قدم فتاده تریمو گرنه در گذر خود ، فلک خیابانیم
ز برگریز خزان پای ما نمی لغزدکه در ثبات قدم سرو این خیابانیم
ازان ز ما همه عالم حساب می گیرندکه در قلمرو انصاف، خود حسابانیم
تو در حریم سویدا و ما سیه کارانچو گردباد سراسر رو بیابانیم
به هر مقام که جمعیت است رحمت نیستازان چو سیل به بحر عدم شتابانیم
جواب آن غزل جامی است این صائبکه ما ز ساغر غفلت تنک شرابانیم