غزل شمارهٔ ۵۲۵۱
قدم برون منه از آستان خانه دلکه نقد هر دو جهان است خزانه دل
ز کاسه سر خود فیل مست می گرددز خود شراب برآرد زمین خانه دل
سفر به بال و پر موج می کند دریاز آه و ناله خویش است تازیانه دل
ز لفظ راه به معنی برند بینایانو گرنه نیست خط و خال دام و دانه دل
فلک که نقطه پرگار اوست مرکز خاکجزیره ای است ز دریای بیکرانه دل
فریب کارگشایان روزگار مخورببر زآه چراغی به آستانه دل
دو عالمند طلبکار این گهر صائبفتد به دست که تا گوهر یگانه دل