گنج

غزل شمارهٔ ۵۱۳۸

دل مست حیرت و سر پرشور درسماعموسی به خواب بیخودی وطور درسماع
خلقی به یکدیگر کف افسوس می زنندخون ازنشاط دررگ منصوردرسماع
جایی که ریگ رقص روانی نمی کندمجنون ساده لوح کند شور درسماع
خوش باده ای است عشق که چندین هزاربطآمد به بال این می پرزور درسماع
سر سبز باد هند که از آرمیدگیدرزیر پای فیل بود مور درسماع
صائب زشور فکر توآمد به زیر خاکمرغ دل امیدی و شاپور درسماع