گنج

غزل شمارهٔ ۵۱۱۵

چون برق زود می گذرد آب و تاب خطزنهار دل مبند به موج سراب خط
چون مو برآتش است دمی پیچ وتاب خطغافل مشو ز دولت پا در رکاب خط
زینسان که چشم مست تو در خواب غفلت استترسم ترا به هوش نیارد گلاب خط
تا چند بیحساب به اهل نظر کنی ؟اینک رسید نوبت روز حساب خط
ازبس که چشم بوالهوسان خیرگی نمودرفت آفتاب نوبت روز حساب خط
ریحان خلد نیست سزاوار هر سفالتا در دل که ریشه کند پیچ و تاب خط
خط بر سر بنفشه فردوس می کشددر چشم هرکه کشد انتخاب خط
از هاله مه به حلقه ماتم نشسته استتا کرد احاطه چهره او را سحاب خط
چون داغ لاله مرهمش از مشک سوده استصائب دلی که گردد داغ و کباب خط