گنج

غزل شمارهٔ ۴۹۱۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اربیش۱۱ بیت
می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیشسیل را سازد گرانسنگی سبکرفتار بیش
هست ناهمواری از آفت حصار عافیتتخته مشق حوادث می شود همواربیش
تن به سختی ده اگر از اهل ایمانی، که هستسبحه را در دل گره از رشته زنار بیش
تیرگی دارد درست آیینه رادرزنگبارمی کشد روشندل از چرخ کبود آزار بیش
بد گهر رامستی دولت سیه دلتر کندتیغ چون سیراب گردد می شود خونخوار بیش
تاکند ابر بهاران دامنت راپر گهرچون صدف مگشای در سالی دهن یک باربیش
رتبه ریزش بود بالاتر از اندوختندر خزان فیض از بهاران است درگلزار بیش
تنگدستی نفس رامانع شوداز کجرویمیشود از وسعت ره پیچ و تاب مار بیش
سرو را دارد بهار بی خزان درپیچ وتاببرگ بر آزادگان باشد گران ازبار بیش
تازه گردد داغ آب از جلوه موج سرابتشنه می گردد ز کوثر تشنه دیدار بیش
از شکایت می شود گر دیگران را دل تهیمی شود درد دل من صائب ازاظهار بیش