گنج

غزل شمارهٔ ۴۸۲۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: س۱۰ بیت
می کنم سیرگل از چاک گریبان قفسنبض گلشن را به دست آورده ام ازخاروخس
عندلیبی راکه ازگل با خیال گل خوش استهیچ باغ دلگشایی نیست چون چاک قفس
می شود شمع امیدش روشن از باد صباهرکه در راه طلب چون لاله می سوزد نفس
ناله دل ،زندگی رامانع تعجیل نیستکاروانی رانسوزد دل به فریاد جرس
اهل معنی دل به معنی ازجهان خوش کرده اندبلبلان رانیست جز فریاد خود فریادرس
از فروغ دل ،سیه گردد جهان برچشم منپرتو مهتاب با دزدان کند کار عسس
نیست جزباد بروت از عشق زاهد نصیبساحل از دریا چه دارد غیرمشتی خار و خس ؟
بر نمی آید به قانع زور بازوی حریصاز لعاب عنکبوتی می شود عاجز مگس
سرو جنت می شود چون کرد تغییر لباسهر دلی کامروز شد آزاد از قید هوس
چشم تحسین نیست صائب را ازین گفتارهااز عزیزان جهان دارد دعایی ملتمس