گنج

غزل شمارهٔ ۴۷۹۷

که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟که شعله ها همه گردن کشیده اند امروز
ز بخیه زخم کهن پاره می کند زنجیرکدام رشته به سوزن کشیده اند امروز؟
کدام آبله پا عزم این بیابان کرد؟که خارها همه گردن کشیده اند امروز
چو کوه خاطر آسوده زان گروه طلبکه پای خویش به دامن کشیده اند امروز
مجوی تفرقه خاطر از رضاکیشانکه درخت خویش به مأمن کشیده اند امروز
که قد به عزم تماشای گلستان افراخت ؟که سروها همه گردن کشیده اند امروز
چه فارغند ز بیم فشار تنگی قبرکسان که تنگی مسکن کشیده اند امروز
جماعتی گذرند از پل صراط چو سیلکه بار خلق به گردن کشیده اند امروز
اجل چه کار کند با جماعتی صائبکه تلخکامی مردن کشیده اند امروز