غزل شمارهٔ ۴۷۸۵
لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوزسرو را قامت او می دهد اندام هنوز
گرچه از مستی چشمش دو جهان است خرابنرسیده است لب او به لب جام هنوز
در حریم دهنش دست و گریبان همندبر سر تنگی جا، بوسه و دشنام هنوز
مو برآورد زبان قلمش از خط سبزمی کند ننگ ز نام من بدنام هنوز
خار در پیرهن یوسف مصر اندازدبوی پیراهن آن سرو گل اندام هنوز
باش تا صبح رعونت ز نهالش بدمدنکشیده است قد آن فتنه ایام هنوز
آهوی چشم غزالان زرمیدن استاددل وحشت زده با من نشود رام هنوز
بر لب جام زدی بوسه و یک عمر گذشتلب خود می مکد از ذوق لب جام هنوز
دعوی پختگی اینجا ثمر خامیهاستعود مادر جگر شعله بود خام هنوز
تو که از پختگی عشق نداری خبریفکر صائب به مذاق تو بود خام هنوز