گنج

غزل شمارهٔ ۴۷۸۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهنگرددهرگز۱۱ بیت
عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگزخانه دیو، پریخانه نگردد هرگز
شهپر عشق سبکسیر، شکست دل ماستآسیا بی مدد دانه نگردد هرگز
عشق از کوی خرابات به جایی نرودگنج دلگیر ز ویرانه نگردد هرگز
گرچه در دایره چشم غزالان باشدروی مجنون ز سیه خانه نگردد هرگز
هر که ترجیح دهد عقل و خرد را به جنوندارم امید که دیوانه نگردد هرگز!
عشق با عقل محال است شود در دل جمعاین دو تیغ است که همخانه نگردد هرگز
دل غفلت زدگان زنده نگردد به سخنپرده خواب به افسانه نگردد هرگز
گر صبا با خبر از درد غریبی باشدگرد خاکستر پروانه نگردد هرگز
آشنایی به سخن کن که پریزاد سخنآشنایی است که بیگانه نگردد هرگز
کجرویهای فلک علت کج بینی توستتا نگردد سرت،این خانه نگردد هرگز
بر رخ هر که گشودند در دل صائبطالب کعبه و بتخانه نگردد هرگز