گنج

غزل شمارهٔ ۴۷۱۵

سنجیدگی ز هیچ سبکسر طمع مداراز بادبان گرانی لنگر طمع مدار
دیدی به ماه مصرز اخوان چهارسیدزنهار دوستی زبرادر طمع مدار
افیون خمار باده خونگرم نشکندازدایه مهربانی مادر طمع مدار
با عمر جاودان نشودجمع سلطنتآب خضر زجام سکندر طمع مدار
حاصل دهد ز دانه فشانی زمین پاکبی ابر از صدف در و گوهر طمع مدار
در چشم مور ملک سلیمان چه می کند؟وسعت ازین جهان محقر طمع مدار
از دل مجو به سینه سوزان من قرارخودداری از سپند به مجمر طمع مدار
نبود صفای حسن گلوسوز را زوالواسوختن ز هیچ سمندر طمع مدار
دادند چون ترا دل روشن درین سرازنهار روشنایی دیگر طمع مدار
فیض از سیاه کاسه به سایل نمی رسداز جام لاله باده احمر طمع مدار
دست دعاست حاصل آزادگان وبسصائب ثمر ز سرو و صنوبر طمع مدار