گنج

غزل شمارهٔ ۴۷۱۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: تنگاهدار۱۲ بیت
ای دل عنان توسن طاقت نگاه دارپاس شکوه عشق و محبت نگاه دار
ای عقل نیست جای تو سر منزل جنوناین شیشه راز سنگ ملامت نگاه دار
چون داده ای عنان به کف خلق، دل مدهیاری برای گوشه عزلت نگاه دار
لب تر به وصف آب خضر بیش ازین مکنشرم حضور تیغ شهادت نگاه دار
رغبت مکن به نعمت الوان روزگارای شوخ چشم، شرم قناعت نگاه دار
درعالم مجاز نفس را شمرده زندم را برای بحر حقیقت نگاه دار
دندان فرو مبر به لب جام بیش ازینزخمی برای دست ندامت نگاه دار
ای دل چه گرم آه شر ربار گشته ای ؟مدی برای صبح قیامت نگاه دار
ما را که چون سپند بر آتش نشانده ایآخر برای گرمی صحبت نگاه دار
داغی است داغ می که به شستن نمی روداز آب تلخ، دامن عصمت نگاه دار
نتوان گرفت دامن دولت به دست زوردست دعا برای حمایت نگاه دار
دربزم عشق رخصت جولان شکوه نیستصائب عنان توسن جرأت نگاه دار