گنج

غزل شمارهٔ ۴۵۵۰

از حب جاه خواری دنیا شود لذیذاز ذوق نشائه تلخی صهبا شود لذیذ
از طفل مشربی است که در کام ناقصاناین میوه های خام تمنا شود لذیذ
خوش کن به شور عشق دهن تاچو ماهیاندر مشرب تو تلخی دریا شود لذیذ
دیوانه شو که سنگ ملامتگران ترادرکام همچو میوه طوبی شود لذیذ
آن دم رسی به کام که چون گوشه دهنعزلت ترا به دیده بینا شود لذیذ
این تلخی سپهر ز راه مروت استتابر تو زهر مرگ چو حلوا شود لذیذ
صائب به تلخی آن که بسازد درین چمنچون میوه بهشت سراپا شود لذیذ