گنج

غزل شمارهٔ ۴۴۸۶

دهان بوسه فریب ترا پیاله نداردرم نگاه ترا دیده غزاله ندارد
به خط سبز لب جام وصفحه رخ ساقیکه عمر خضر نشاط می دوساله ندارد
به برگ لاله چه نسبت عرق فشان رخ او رابدیهه عرق شرم برگ لاله ندارد
خدا شکیب دهد ماحباب حوصلگان راکه تاب گردش چشم ترا پیاله ندارد
قسم به خرمن ماه وقسم به خوشه پروینکه بخت خانه زین تو هیچ هاله ندارد
ز خشت خم در حکمت گشاده گشت به رویمبه حق می که فلاطون چنین رساله ندارد
ز دست برد حوادث که جسته است مسلمکدام برگ درین باغ زخم ژاله ندارد
ز بس که از سر درداست فکرهای تو صائبسرایت سخنت هیچ آه وناله ندارد