غزل شمارهٔ ۴۴۲۶
آن خرمن گل چون ز در باغ درآیدسرو از لب جو چند قدم پیشتر آید
گر در بغل غنچه فردوس درآیمچون چاک گریبان قفس در نظر آید
با آه جگر سوختگان اشک نباشدغواص چو تعجیل کند بی گهر آید
هشدار که چون بلبل ما بال فشانداز صدقفس آواز پروبال برآید
بابی هنران اختر بدکار ندارداین سنگ برآیینه اهل هنر آید