غزل شمارهٔ ۴۳۸۳
سرگرم تو با کشمکش دار نسازداین نقطه سرگشته به پرگارنسازد
مرده است دل زاهد دمسرد ز تزویرچون برسرخودگنبددستارنسازد
زنهار مکن خوارعزیزان جهان راتا چرخ عزیزان ترا خوارنسازد
آیینه اقبال به کس رو ننمایدتا سرمه ز خاکستر ادبارنسازد
کج می نگرد عشق به بال وپرجبریلاین شعله سرکش به خس وخارنسازد
طوطی شو وآنگاه ببین روی دل از ماآیینه به هر بیهده گفتار نسازد
سر رشته پیوند بودتاب موافقچون موی میان تو به زنارنسازد
با سینه پرداغ نسازد دل صائبرسم است که پروانه به گلزارنسازد