گنج

غزل شمارهٔ ۴۳۶۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رد۱۰ بیت
آسایش تن غافلم از یاد خدا کردهمواری این راه مرا سر به هوا کرد
این خانه خرابی به حباب است سزاواراز آبِ روان خانه نبایست جدا کرد
بی‌جذبه به جایی نرسد کوشش رهروبرگردم ازان ره که توان رو به قفا کرد
چون نافه نفس در جگر باد صبا سوختتا یک گره از زلف گرهگیر تو وا کرد
در رهگذرش چاه شود دیدهٔ حسرتاز راستی آن کس که درین راه عصا کرد
بی‌رنج طلب روی دهد آنچه نخواهیدولت عجبی نیست اگر روی به ما کرد
در معرکهٔ عشق دلیرانه متازیدبر صفحهٔ دریا نتوان مشقِ شنا کرد
اقرار نکردن به گنه عینِ گناه استقایل نشد آن کس که به تقصیر خطا کرد
قایل به خطا باش که مردود جهان شدهر کس گنه خویش حوالت به قضا کرد
دور فلک از زمزمهٔ عشق تهی بوداین دایره را خامه صائب به نوا کرد