گنج

غزل شمارهٔ ۴۳۲۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امیتوانشنید۱۲ بیت
از زیر خاک ناله ما می‌توان شنیدبیرون باغ نیز نوا می‌توان شنید
برگ خزان رسیده بود ترجمان باغاز رنگ چهره حال مرا می‌توان شنید
باور که می‌کند که ازان چشم سرمه دارآواز دور باش حیا می‌توان شنید
سینگین دلی وگرنه ز طرف کلاه خویشآواز دل شکستن ما می‌توان شنید
هرچند بر دل تو گران است بوی گلحرفی ز ما برای خدا می‌توان شنید
پیوسته است سلسله عاشقان به هماز بلبلان ترانه ما می‌توان شنید
در جلوه گاه حسن تو از موجه سرابجوش نشاط آب بقا می‌توان شنید
آرام نیست قافله ممکنات رااز ذره ذره بانگ درا می‌توان شنید
پرشور شد ز ناله یک دست من جهانهرچند کز دو دست صدا می‌توان شنید
حال درون سوخته جانان شوق رایک بار ای بهشت خدا می‌توان شنید
بوی بهشت را که زمین گیر محشرستامروز در مقام رضا می‌توان شنید
از دست بازی مژه‌های دراز اوصائب صفیر تیر قضا می‌توان شنید