غزل شمارهٔ ۴۳۰۶
گل داده هرزه نالی چمن دهدگوش گران سزای لب پر سخن دهد
برگ خزان رسیده شمارد سهیل رالعلش که گوشمال عقیق یمن دهد
دریا شهید عشق ترا شستشو ندادشبنم چه داد لاله خونین کفن دهد
آتش غلط نکرد که کار سپند ساختتا کی به ناله دردسر انجمن دهد
نگذارم آفتاب برد شبنمی ز باغگر بلبل اختیار گلستان به من دهد
یک داغ چون کند به دل لخت لخت مایک شمع چو فروغ به صد انجمن دهد
صائب به ذوق این غزل تازه، عندلیبصد بوسه رونما، ز گل ویاسمن دهد