غزل شمارهٔ ۴۳۰۵
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: سدهد۷ بیت
در دل کسی که راه هوا وهوس دهدآیینه را به دست پریشان نفس دهد
تاوان عمر رفته ز گردون توان گرفتگر آب رفته ریگ روان بازپس دهد
غافل ز حال گوشه نشینان کجا شودآن کس که آب ودانه به مرغ قفس دهد
از غفلت است ریشه دواندن به مغز خاکدر گلشنی که غنچه صدای جرس دهد
ای غیر، عرض داغ به روشندلان مدهکاین قلب اگر به کور دهی باز پس دهد
از جسم نیست ذوق سفر جان خسته راچون مرغ پر شکسته که تن در قفس دهد
صائب کشیده دار سگ نفس را عناناین گرگ را برای چه عاقل مرس دهد