گنج

غزل شمارهٔ ۴۱۴۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارکردهاند۱۰ بیت
آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اندبالین و بستر از گل بی خار کرده اند
از سایه اش سپهر زمین گیر می شودکوه غمی که بر دل من بار کرده اند
جمعی که چون حباب هوای جوی گشته اندخود را به هیچ وپوچ گرفتار کرده اند
دامن فشان چو موج ز کوثر گذر کندآن دیده را که تشنه دیدار کرده اند
با خواب امن صلح فقیران دوربیناز دار وگیر دولت بیدار کرده اند
یکسان به خوب وزشت جهان می کند نظرآن راکه همچو آینه هموارکرده اند
بسیار غافلان خود آرا بسان شمعسر در سر علاقه زر تار کرده اند
چون گل فریب خنده شادی نمی خورندآنان که دل ز گریه سبکبار کرده اند
مگشا به خنده لب که نهال ترا چو شمعسبز از برای گریه بسیار کرده اند
جمعی که بسته اند نظر صائب از جهاناز خارزار روی به گلزار کرده اند